تبليغاتX
فرار از زندگی -

فرار از زندگی

اگر مدعی هستی که بلدی خوب بازی کنی پس سعی کن از زندگی ببری

سلام

تو نظرات خوندم که نوشته این وبلاگ هک شده و هیچ راه چاره ای نیست  . . . . .. . . ..
نه عزیزم هک کجا بود ما از این غلطها نمیکنیم......

این وبلاگ مال من نیست و صاحب داره . . . . .
صاحبش سمانه هست .نمیدونم چرا دست از وبلاگ نویسی برداشت و این وبلاگ را پاک کرد و من دوباره ثبت کردم و هیچ کار غیر اخلاقی و شرعی هم انجام ندادم . . . . .
نیتم این بود که

دوباره سمانه بیاد و بنویسه فقط همین.
حالا هم اگه این مطلب رو سمانه می خونه زود  آدرس  email خودتو تو نظرات بگو تا رمز رو برات ایمیل کنم.

بگما اولین کسی که به نام سمانه آدرس ایمیل بده .رمز رو دریافت خواهد کرد و به من هیچ ربطی نداره 

باور کن قصد من ناراحت کردن نبود.

این کار رو فقط انجام دادم که بدونه نباید زیاد نا امید بود .هنوز کسانی هستند که حاضر هستند برای دیگران وقت بزارن.

دیونه سعی کن عاقل شی

 

خیلی خوشحالم که یه نفر تانزانیا رفته بود. (تو نظرات پست قبلی بود پاکش کردم).

خوب ای تانزانیا رفته اگه دوست داری میتونی یه سری به دوست در تانزانیا بزنی و مجوز ورود به وبلاگمو منظورم وبلاگته بگیری. تو تانزانیا بیا و یک آدرس email بده .

این پست تا دقایقی دیگه تکمیل میشه اول نهار بعد بقیش

چند دقیقه بعد . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

خوب ناهار خوردم جاتون خالی

در جواب اون عده معدود و البته معلوم الحال  که گفتن چرا تانزانیا باید بگم که :

هر روز صبح در تانزانیا ..

وقتی خورشید طلوع می کند ..

آهویی شروع به دویدن می کند ..

و می داند که باید سرعتش از یک شیر بیشتر باشد تا شکار نشود ..

 

هر روز صبح در تانزانیا ..

وقتی خورشید طلوع می کند ..

یک شیر شروع به دویدن می کند ..

و می داند که باید سریعتر از آن غزال باشد تا از گرسنگی نمیرد ..

 

ها. .. راسی لطفاً تا اطلاع ثانوی کسی نظر شخصی نده (منظورم از اون نظراس):

 

یه چیز دیگه چون بچه های خوبی شدید یه مطلب میزارم تا بخونید و به هوش ایرانی ها آفرین بگید.

 

 آزمایش یک واکسن جدید
        
    سازمان بهداشت جهانی برای آزمایش یک واکسن خطرناک وجدید
            احتیاج یه داوطلب داشت. از میان مراجعین فقط سه نفر
            واجد شرایط اعلام شدند:
            یک آلمانی ،یک فرانسوی و یک ایرانی
            قرار شد با تک تک آنان مصاحبه شود برای انتخاب نهایی
            مصاحبه گر از آلمانی پرسید: برای این کار چقدر پول میخواهید؟
            او گفت من صد هزار دلار، این را میدهم به زنم که اگر از این واکسن مردم
            یا فلج شدم، زنم بی پول نماند.
            مصاحبه گر او را مرخص کرد وهمین سوال را از فرانسوی نمود.
            او گفت من دویست هزار دلار میگیرم، صدهزار تا برای زنم و صد هزار تا
            برای دوست دخترم .
            وفتی او هم رفت، ایرانی گفت من سیصد هزار دلار می خواهم.
            صد هزار برای خودم
            صد هزار تا هم حق حساب شما
            صد هزار تاش هم میدیم به آلمانی که واکسن را بهش بزنیم !!!

----------------------------------------------------------

من زودتر از شما خواهم مرد .خیلی زودتر ولی قول میدهم قبل از مرگ پشت دنیا را به خاک برسونم و تا این کار رو نکردم جونم را نخواهم داد حتی به قیمت جانم

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 13:13  توسط دیوانه  | 


دوستان تمام حقوق این وبلاگ متعلق به سمانه متولد 03/02/1363 هست پس مواظب باشید