خوب ای تانزانیا رفته اگه دوست داری میتونی یه سری به دوست در تانزانیا بزنی و مجوز ورود به وبلاگمو منظورم وبلاگته بگیری. تو تانزانیا بیا و یک آدرس email بده .
این پست تا دقایقی دیگه تکمیل میشه اول نهار بعد بقیش
چند دقیقه بعد . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
خوب ناهار خوردم جاتون خالی
در جواب اون عده معدود و البته معلوم الحال
که گفتن چرا تانزانیا باید بگم که :
هر روز صبح در تانزانیا ..
وقتی خورشید طلوع می کند ..
آهویی شروع به دویدن می کند ..
و می داند که باید سرعتش از یک شیر بیشتر باشد تا شکار نشود ..
هر روز صبح در تانزانیا ..
وقتی خورشید طلوع می کند ..
یک شیر شروع به دویدن می کند ..
و می داند که باید سریعتر از آن غزال باشد تا از گرسنگی نمیرد ..
ها. .. راسی لطفاً تا اطلاع ثانوی کسی نظر شخصی نده (منظورم از اون نظراس):
یه چیز دیگه چون بچه های خوبی شدید یه مطلب میزارم تا بخونید و به هوش ایرانی ها آفرین بگید.
آزمایش یک واکسن جدید
سازمان بهداشت جهانی برای آزمایش یک واکسن خطرناک وجدید
احتیاج یه داوطلب داشت. از میان مراجعین فقط سه نفر
واجد شرایط اعلام شدند:
یک آلمانی ،یک فرانسوی و یک ایرانی
قرار شد با تک تک آنان مصاحبه شود برای انتخاب نهایی
مصاحبه گر از آلمانی پرسید: برای این کار چقدر پول میخواهید؟
او گفت من صد هزار دلار، این را میدهم به زنم که اگر از این واکسن مردم
یا فلج شدم، زنم بی پول نماند.
مصاحبه گر او را مرخص کرد وهمین سوال را از فرانسوی نمود.
او گفت من دویست هزار دلار میگیرم، صدهزار تا برای زنم و صد هزار تا
برای دوست دخترم .
وفتی او هم رفت، ایرانی گفت من سیصد هزار دلار می خواهم.
صد هزار برای خودم
صد هزار تا هم حق حساب شما
صد هزار تاش هم میدیم به آلمانی که واکسن را بهش بزنیم !!!
----------------------------------------------------------
من زودتر از شما خواهم مرد .خیلی زودتر ولی قول میدهم قبل از مرگ پشت دنیا را به خاک برسونم و تا این کار رو نکردم جونم را نخواهم داد حتی به قیمت جانم
